رانندگی یا مرض روانی؟

اتفاق اول: کمی از حرکت من در لاین دوم نگذشته بود که ناگهان دیدم اتومبیلی با سرعت بسیار زیاد و نور بالا از پشت داره به من نزدیک میشه. سرعتش به قدری زیاد بود که قدرت هر نوع واکنشی رو از من گرفته بود. برای همین به حرکت با سرعت ثابت ادامه دادم و هیچ حرکتی نکردم و تصمیم گیری رو به عهده اون گذاشتم.

اتومبیل مذکور با سرعت بسیار زیاد از کنارم رد شد. یک نیسان کاپرای اسپورت شده مشکی بود که به علت سرعت بسیار زیاد قادر به کنترل اتومبیل نبود. از شانس بدش هم درست در خروجی شیخ فضل الله یک میکسر در حال چرخش به سمت خروجی بود. نیسان کاپرا ترمز کرد اما فرمان پیچید و اتومبیل روی دو چرخ بلند شد و بعد به شدت با گارد ریل برخورد کرد و با برخورد سمت راننده به میکسر، متوقف شد! همه این ها در فاصله 5 متری من اتفاق افتاد و من یخ کرده بودم! شدت حادثه بسیار زیاد بود و من به حرکت ادامه دادم و از کنارشون رد شدم.

علت حادثه: این روزها در اتوبان های تهران، قانون سبقت عوض شده. در واقع سمت راست برای سبقت گرفتن شده! هیچ کدوم از لاین ها ایمنی ندارند. راننده ای که تازه گواهینامه گرفته، نمی دونه کدوم لاین برای رانندگی امن تره؟ اگر از لاین کم سرعت حرکت کنه، همیشه یک دیوانه ای مثل این نیسان کاپرا پیدا میشه و اگر از وسط رانندگی کنه، باز هم این خطر وجود داره. لاین سبقت هم که لاین پروازه و اصولاً برای بی اعصاب ها ساخته شده!  خودمونیم 90% دوربین های کنترل سرعت حکیم و همت کار نمی کنن! همه هم اینو می دونن. موافقید؟!

 

اتفاق دوم: بعد از حادثه به سمت خروجی شهرک قدس تغییر مسیر دادم ولی درست قبل از اینکه وارد خروجی بشم، بوق ممتد و بسیار بلندی رو شنیدم که برق از سرم پروند. به آینه پشت سرم نگاه کردم و دیدم تریلی ولوو چراغ های مه شکن رو روشن کرده و بصورت نامحسوس و از روی مرض روانی، پشت سر اتومبیل ها حرکت می کنه و ناگهان با به صدا در آوردن بوق، اونها رو می ترسونه! واقعاً به حال خودم تأسف خوردم که دارم در ایران رانندگی می کنم و هرچی تو دهنم بود، نثار روح راننده مذکور کردم!

توضیحات: نمی دونم چطور باید توی تهران رانندگی کرد؟ توی کلاس به ما گفتند: " راننده خوب در تعریف جهانی کسیه که باعث بوجود آمدن تصادف نشود" . اما در ایران راننده خوب " کسیه که نه به کسی بزنه و نه بذاره کسی بهش بزنه". اما یه سری چیزها از دست ما خارجه و واقعاً در کنترل ما نیست. مثل یکی از حوادث عجیب که چند وقت پیش در اتوبان حکیم اتفاق افتاد و یک راننده زانتیا از حکیم شرق به غرب، به حکیم غرب به شرق پرش می کنه و روی سر یک پراید فرود میاد و 5 مسافر پراید و تک راننده زانتیا در دم می میرند! خب اینجا راننده پراید با زانتیایی که مثل عقاب روی سرش فرود اومده باید چکار می کرد؟!

ما نیاز به فرهنگ سازی داریم. ما باید از بچگی کلاس های رانندگی بذاریم تا این نسل که بزرگ میشه، درک کنه رانندگی یعنی چی. باید بفهمه وقتی پشت فرمون می شینه، مسئولیت جون سرنشینان و تمام ذی نفعان از راننده های دیگه و عابران و سرنشینان گرفته تا آسفالت خیابان و درخت و تابلوهای راهنمایی رانندگی، همه و همه با راننده ست. حتی مسئولیت بازی با احساسات مردم هم بر عهده راننده ست! چه بسا حادثه ای مثل زیر شدن یک دختر بچه خردسال توسط اتوبوس مدرسه، تا مدت ها ذهن و فکر ما رو افسرده و غمگین می کنه که ایکاش در اون لحظه اونجا بودیم و جلوی حادثه رو می گرفتیم!

رانندگی با 10 ساعت کلاس تئوری و 10 ساعت عملی بخدا بدست نمیاد! بخدا راننده نمی شید. تا خوب نگاه نکنید، تا خوب نفهمید تا شعور رانندگی، تا شعور احترام به قانون و شعور رعایت حق تقدم رو یاد نگیرید، راننده نمی شید! رانندگی 99% به شعور و درک و فهم انسان بستگی داره وگرنه هر کسی بلده با 3 تا پدال و یه اهرم و یه دایره چجوری بازی کنه!

رانندگی به سرعت بالا و لایی کشیدن و حال گیری و پوز زنی بقیه نیست! رانندگی به اینه که تا آخر عمرت بتونی آرامش و ایمنی رو برای خودت و سرنشینان و سایر رانندگان فراهم کنی. شاید خیلی از شماها این جمله رو از اطرافیان شنیده باشید که: وقتی فلانی پشت فرمونه، من احساس آرامش می کنم. خب برید ببینید چرا چنین جمله ای رو در مورد این نفر بیان می کنند؟

دوست نداشتم این مطلب رو با این نثر تند بنویسم. اما انقدر این چند روزه با اعصاب و روانم بازی شده که دیگه طاقت نیاوردم گفتم با شما دوستان کمی دردل کنم. شاید یه روز یکی از ما مسئول آموزش رانندگی شد و شاید یه روزی یکی از ما معلم بچه های کوچیکی شد که همگی عاشق رانندگین. اونوقت یاد این مطلب بیفته و طور دیگه ای بهشون رانندگی رو یاد بده. یعنی از نقطه ای که شعور و احترام آغاز میشه...

/ 21 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسمن

ابر شد چرا؟ ادم بود منظورم

امید

سلام بامدادخان خسته نباشی. مطالب مثل همیشه عالی...[تماس] من که دیگه معتاد وبلاگت شدم حتما باید هر چندوقت یه بار سربزنم. راستی در مورد مطالبی که دوستان بخصوص مهسا خانم نوشته بودن خیلی متاسف شدم البته این مردا که این کارا رومیکنن مطمئنن آدمایی نیستن که ارزش دشته باشن که خودتون رو ناراحت کنین. بازم بسیار ممنون استاد.....[گل]

سحر

سلام بامداد جان خوبی عزیز. امروز که داشتم تو اتوبان باکری می اومدم اتوبان خلوت بود و میشد گاز بدی. ولی مشکل اینجا بود که هرچه گاز میدادم ماشین گاز نمی خورد یعنی سرعت بالا نمی رفت. چند بار دنده را به 3 و 4 بردم و برعکس تا ماشین خوب حرکت کنه ولی فایده ای نداشت. و ماشین از نفس افتاده بود اگر راهنمایی بفرمائی ممنون میشم. ماشنم

سحر

سلام بامداد جان. از راهنمایی های ارزشمندت خیلی ممنون. ماشینم پرایده. میسر هم سربالایی بود. پس در این شرایط بهتره که با دنده 3 حرکت کنم و دنده رو 4 نکنم.

مصطفی

ولی بخدا سرعت زیاد هم باحاله هم اینکه خطرناکه ولی بیخیال جاده رو عشق است

excellent

فرشید

سلام و خسته نباشید و درود به این همه حساسیت نسبت به این مسئله ی حاد . کاش انقدر مجازات ها شدید بود که به زورِ تنبیه ، فرهنگ رانندگی صحیح تو این مملکت رو پیاده سازی کرد(مثل اینکه عادت داریم به سنت دیرینه ی گذشتگان بین النهرینیمان ؛ فقط زبان زور حالیمان بشود) افسوس که قانونگذار دلسوزی نیست که قانون رو به بی قانونی غلبه بده . آن از وضعیت راهها ،این از وضعیت روانها آن از وضعیت وسائل نقلیه ی غیرایمن،و این از تعداد زیاد سرنشین های ماشین ها . سالها و سیستمهای طولانی مدتی نیاز است که ما را برای رانندگی آماده کند . همان راننده های ژاپنی در تهران را مثال میزنم ،وقتی یکی از همین به اصطلاح راننده های ما به سرعت ازشون سبقت میگیرد ، سری به علامت تاسف و تعجب تکان میدهند ،و میگوییم ،تکنولوژی آنها را با ما چه کار ؟؟؟ باری باید همه ی ماشین ها را در پارکینگ ها جای داد ،آنگاه یک بازبینی کنیم ، بیندیشیم ... ......... تشکر دوباره

یلدا

سلام امیدجان خیلی سایت باحالی داری داداش.از اینکه خوب و باحوصله اموزش میدی وخانمهارو درک میکنی ازت ممنونم.امیدوارم موفق باشی.کاش همه مثل شما مودب و خوب باشن

رضا

سلام عليكم آفرين بر شما كه اينقدر به فكر اصلاح رانندگي ايرانيان هستيد و اين مطالب آموزشي مفيد و موثر رو روي وب گذاشتيد. من هم مثل شما هميشه غصه اين رانندگي هاي ناشيانه مردم ايران رو مي خورم و دلم ميخواد مثل ساير كشورهاي پيشرفته رانندگي اصيل و زيبا و بافرهنگي داشته باشيم. حقير خودم شخصا به مقررات احترام خاصي قائلم و هميشه رعايت مي كنم. اميدوارم ساير عزيزان هم مطالب سايت رو مطالعه و به آنها اقدام كنند. ممنون از زحماتتون اميدوارم موفق باشيد. با تشكر